تخصیص بنزین به کد ملی؛ چالش‌های عدالت توزیعی و اثرات بر مصرف‌کنندگان

۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۵
کد خبر: ۹۶۹
نظرات: ۰
تخصیص بنزین به کد ملی؛ چالش‌های عدالت توزیعی و اثرات بر مصرف‌کنندگان

طرح تخصیص بنزین به کد ملی به‌عنوان ابزار عدالت توزیعی مطرح شده است؛ اما پژوهشگر انرژی بر لزوم شناخت دقیق الگوی تقاضا و تفاوت بین حق دسترسی پایه و مصرف مازاد تأکید می‌کند. این طرح با چالش‌های اجرایی در حاشیه شهرها و مناطق مسافرپذیر مواجه است.

به گزارش پایگاه خبری پایگاه خبری موج بازار، طرح تخصیص بنزین به کد ملی بار دیگر به‌عنوان یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوهای کارشناسی در حوزه سیاست سوخت مطرح شده است. در این طرح، هدف اصلی انتقال یارانه بنزین از خودرو به افراد یا خانوارهاست؛ اما سؤالاتی درباره قیمت نهایی بنزین، امکان اجرای عملیاتی، سازوکار مبادله سهمیه و تأثیرات آن بر مصرف‌کنندگان، به‌ویژه ساکنان حاشیه شهرها، همچنان پابرجاست.

نیاز به شناخت دقیق الگوی تقاضا

پژوهشگر حوزه انرژی، آقای بصیریان، در مصاحبه‌ای تأکید کرد که مسئله بنزین صرفاً به قیمت یا توزیع سهمیه محدود نمی‌شود؛ پیش از اتخاذ ابزارهای سیاستی، باید منشأ واقعی تقاضای بنزین در هر منطقه به‌دقت شناسایی شود. او افزود که ناترازی بنزین در سطح ملی مشهود است، اما ریشه تقاضا در مناطق مختلف یکسان نیست.

تنوع الگوهای مصرف در مناطق مختلف

بر اساس نظر آقای بصیریان، تهران، شهرهای حاشیه‌ای، مناطق مرزی، کریدورهای ترانزیتی و مناطق گردشگرپذیر هر یک الگوی متفاوتی از مصرف بنزین دارند. بنابراین، یک سیاست واحد برای کل کشور—چه افزایش قیمت باشد و چه تخصیص سهمیه—قادر به حل همه ابعاد مسئله نخواهد بود.

تخصیص بنزین به کد ملی؛ عدالت توزیعی یا صرفاً تغییر شکل توزیع یارانه؟

آقای بصیریان معتقد است که انتقال یارانه سوخت از خودرو به فرد یا خانوار می‌تواند از منظر عدالت توزیعی مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا در وضعیت کنونی، مالک خودروهای متعدد یا مصرف‌کنندگان با مصرف بالا، از یارانه بیشتری بهره‌مند می‌شوند. اما او هشدار داد که این ابزار نباید به‌عنوان راه‌حل نهایی ناترازی بنزین معرفی شود.

  • حق دسترسی پایه: تخصیص اعتبار یا سهمیه پایه به افراد یا خانوارها بر مبنای نیاز اساسی.
  • مصرف مازاد: مدیریت تدریجی و متناسب با شرایط اقتصادی خانوارها برای مصرف فراتر از سهمیه پایه.
  • سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل عمومی: این سیاست نباید جایگزین توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی شود.

قیمت بنزین در طرح پیشنهادی

آقای بصیریان بیان کرد که تا زمان تعیین دقیق طراحی طرح، میزان اعتبار پایه، شیوه قیمت‌گذاری مصرف مازاد، نحوه حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و سازوکار نظارت بر اجرا، نمی‌توان عدد قطعی برای قیمت بنزین اعلام کرد. او افزود که تعیین یک نرخ واحد بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های جغرافیایی و اجتماعی می‌تواند فشار اصلی را بر خانوارهایی وارد کند که مصرفشان ناشی از نبود گزینه‌های جایگزین است.

مدیریت تقاضای فصلی و سهمیه‌بندی

در دوره‌های اوج سفر، به‌ویژه تعطیلات و فصل تابستان، تقاضای بنزین به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. آقای بصیریان پیشنهاد می‌کند سیاست سهمیه‌بندی باید میان مصرف عادی خانوار و تقاضای فصلی تمایز قائل شود. حفظ یک سهمیه پایه برای مصرف‌کنندگان ضروری است؛ اما برای مصرف مازاد باید امکان تأمین سوخت با قیمت اقتصادی و در چارچوب شفاف فراهم شود.

در مسیرهای بین‌راهی و مناطق مسافرپذیر، الگوی تقاضا متفاوت است؛ بخشی از مصرف مربوط به جمعیت شناور و خودروهای غیربومی می‌شود. بنابراین، سیاست‌گذاری در این مناطق باید متناسب با تقاضای سفر و شرایط فصلی طراحی گردد.

مدل ترکیبی برای مدیریت بهتر تقاضا

آقای بصیریان بر این باور است که ترکیب سهمیه پایه با امکان خرید سوخت مازاد به‌صورت آزاد یا اقتصادی می‌تواند در دوره‌های اوج سفر به مدیریت بهتر تقاضا کمک کند؛ مشروط بر این‌که سازوکارهای مربوطه شفاف باشد و منجر به ایجاد صف، واسطه‌گری یا فشار نامتعارف بر خانوارها نشود.

در نهایت، وی تأکید کرد هدف از این مدل نباید صرفاً افزایش قیمت سوخت باشد؛ بلکه باید به مدیریت تقاضا، کاهش فشار بر شبکه عرضه در دوره‌های پرتردد و ایجاد امکان انتخاب برای مسافران منجر شود.

نظرات کاربران (۰)

هنوز دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است.