چگونه ویتنام از ویرانی جنگ با آمریکا به توسعه اقتصادی و آشتی رسید؟
بررسی تجربه تاریخی ویتنام نشان میدهد که چگونه این کشور با تکیه بر هویت ملی ایجابی، اصلاحات اقتصادی دویی موی و رویکرد واقعبینانه توانست از فقر شدید به یکی از پویاترین اقتصادهای آسیا تبدیل شود. تحلیلی اختصاصی در موج بازار به بررسی سه ستون اصلی این تحول بزرگ پرداخته است.
ویتنام یکی از شگفتانگیزترین نمونههای تحول اقتصادی و سیاسی در تاریخ معاصر است؛ کشوری که پس از دو دهه جنگ خانمانسوز با ایالات متحده، تحریمهای سنگین و از دست دادن میلیونها انسان، توانست از خاکستر ویرانی بپا خیزد و به یکی از قطبهای اصلی تولید و صادرات جهان تبدیل شود. به گزارش تحلیلگران رسانه موج بازار، بررسی مسیر بازسازی ویتنام نشان میدهد که چگونه گذر از تعصبات ایدئولوژیک و اتخاذ دیپلماسی واقعگرایانه میتواند سرنوشت اقتصادی یک ملت را دگرگون سازد.
تغییر مسیر ویتنام؛ از بحران اقتصادی دهه ۸۰ تا اصلاحات دویی موی
پس از پایان جنگ در سال ۱۹۷۵ و یکپارچهسازی شمال و جنوب ویتنام، اجرای سیاستهای اقتصادی متمرکز و کشاورزی اشتراکی نتیجهای جز قحطی، تورم افسارگسیخته و فقر مطلق نداشت. تا اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی، درآمد سرانه مردم ویتنام کمتر از ۱۰۰ دلار در سال بود و بیش از نصف جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق قرار داشتند. اما در سال ۱۹۸۶، کنگره ششم حزب کمونیست ویتنام با شجاعت سیاسی به ناموفق بودن سیاستهای گذشته اعتراف کرد و برنامه اصلاحات ساختاری موسوم به دویی موی (Doi Moi) را کلید زد.
سه ستون اصلی آشتی و جهش اقتصادی ویتنام
تحلیل کارشناسان اقتصادی نشان میدهد که موفقیت ویتنام در عبور از بنبست سیاسی و رسیدن به رشد پایدار بر سه پایه استوار بوده است:
- روایت پیروزی و موضع برابر: ویتنامیها آشتی با آمریکا را نه بهعنوان «تسلیم» بلکه بهعنوان نقد کردن دستاوردهای پیروزی ملی خود تعریف کردند. این احساس غرور ملی مانع از شکلگیری حس حقارت در مذاکرات شد.
- هویت ایجابی در برابر هویت سلبی: هویت ملی ویتنام بر پایه فرهنگ، زبان، تاریخ و سنتهای چند هزار ساله استوار است، نه صرفاً بر پایه «دشمنی با یک قدرت خارجی». از این رو، حذف دشمنی با آمریکا به معنای فروپاشی هویت ملی آنان نبود.
- تقدم رفتارهای جامعه بر تصمیمات دولت: اصلاحات اقتصادی پیش از آنکه روی کاغذ نوشته شوند، در عمل توسط کشاورزان و فعالان بازار آزاد شکل گرفتند. حکومت ویتنام بهجای سرکوب واقعیتهای اقتصادی، تغییرات جامعه را پذیرفت و قوانین را با نیازهای واقعی مردم هماهنگ ساخت.
نقش دیپلماسی کهنهسربازان در شکستن بنبست سیاسی
یکی از نکات کلیدی در عادیسازی روابط ویتنام و آمریکا، نقش پررنگ کهنهسربازان دو کشور بود. افرادی مانند جان مککین و جان کری در آمریکا که خود تجربه اسارت و جنگ در ویتنام را داشتند، به همراه دیپلماتهای برجسته ویتنامی توانستند با صراحت و تکیه بر اعتبار اخلاقی خود، اعتماد متقابل را ایجاد کنند. این فرآیند گامبهگام در سال ۱۹۹۴ به لغو تحریمها، در سال ۱۹۹۵ به برقراری روابط دیپلماتیک و در نهایت به امضای توافقنامههای بزرگ تجاری منجر شد.
درسهای تجربه ویتنام برای اقتصادهای در حال توسعه
امروزه ویتنام با جذب سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری مانند سامسونگ، اپل و اینتل، یکی از پویاترین اقتصادهای جنوب شرق آسیا است و حجم تجاری عظیمی با ایالات متحده دارد. الگوی توسعه این کشور که به «دیپلماسی بامبو» (انعطافپذیری در عین حفظ ریشهها) معروف است، ثابت میکند که با تعامل سازنده با جهان، اولویت دادن به رفاه جامعه و حفظ هویت تاریخی، میتوان حتی عمیقترین زخمهای تاریخی را درمان کرد و مسیر آینده را ساخت.
نظرات کاربران (۰)
هنوز دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است.