بن‌بست راهبردی دشمن؛ از فروپاشی «ائتلاف مکه» تا بحران ناوهای آمریکایی

۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۴
کد خبر: ۷۳۴
نظرات: ۰
بن‌بست راهبردی دشمن؛ از فروپاشی «ائتلاف مکه» تا بحران ناوهای آمریکایی

راهبرد کلان دشمن؛ ترکیب فشرده گزینه‌های فشار، نه از روی قدرت، بلکه از سر ضعف نکته محوری در درک رفتار کنونی دشمن، گذار از آزمون گزینه‌های منفرد به تلاش برای ترکیب هم‌زمان و حداکثری تمام ابزارهای فشار (نظامی، امنیتی، اقتصادی، ائتلاف‌سازی و جنگ شناختی) علیه جمهوری اسلامی ایران است. اما این تغییر رویکرد نه از […]

راهبرد کلان دشمن؛ ترکیب فشرده گزینه‌های فشار، نه از روی قدرت، بلکه از سر ضعف

نکته محوری در درک رفتار کنونی دشمن، گذار از آزمون گزینه‌های منفرد به تلاش برای ترکیب هم‌زمان و حداکثری تمام ابزارهای فشار (نظامی، امنیتی، اقتصادی، ائتلاف‌سازی و جنگ شناختی) علیه جمهوری اسلامی ایران است. اما این تغییر رویکرد نه از روی قدرت، بلکه ناشی از یک ضعف راهبردی است؛ دشمن به این جمع‌بندی رسیده که توانایی مدیریت یک جنگ فرسایشی و طولانی‌مدت را ندارد.

مشکل عملیاتی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» – که شرح آن خواهد آمد – نمادی از این بن‌بست است. دشمن با محاسبات یک جنگ کوتاه‌مدت وارد درگیری شد، اما با راهبرد ایران در «خارج کردن جنگ از زمان‌بندی مورد نظر او»، اکنون در وضعیتی گرفتار آمده که نه توان ادامه دارد و نه امکان عقب‌نشینی آبرومندانه. راهبرد جمهوری اسلامی در امتداد جنگ ۴۰ روزه بر سه ستون «منطقه‌ای کردن جنگ»، «انسداد تنگه هرمز و تعمیم آن به سایر گذرگاه‌های حیاتی» و «طولانی کردن و فرسایشی‌سازی جنگ برای دشمن» استوار بوده است.

شکست زودهنگام و فروپاشی «ائتلاف مکه» پیش از عملیاتی شدن

یکی از مهم‌ترین نمودهای ضعف دشمن، سرنوشت «ائتلاف مکه» است. این ائتلاف که با محوریت ترکیه و با چراغ سبز آمریکا و مشارکت پاکستان و عربستان شکل گرفت، پیش از آنکه به مرحله عملیاتی برسد، عملاً در میدان فروپاشیده است. اهداف این ائتلاف از منظر آمریکا عبارت بود از: محافظه‌کار کردن ایران، تحت فشار قرار دادن یمن برای تضعیف محاصره باب‌المندب، و ایجاد اهرم سیاسی برای بازگشایی تنگه هرمز. اما واقعیت میدانی نتیجه معکوس داد:

یمن عملیات خود علیه سعودی را در دریا و خشکی گسترش داده و محاصره دریایی عربستان را مستحکم‌تر کرده است؛ ائتلاف مکه کوچک‌ترین جرأت مداخله علیه یمن را ندارد. رژیم اسرائیل حملات تهاجمی گسترده‌ای را علیه مواضع ترکیه در حلب، ادلب و قنیطره توسعه داده و نه جولانی و نه ارتش ترکیه قادر به کوچک‌ترین واکنشی نبوده‌اند. در تنگه هرمز نیز علی‌رغم رجزخوانی‌های اخیر، هر روز شناورهای متخلف هدف قرار می‌گیرند و هیچ اقدام متقابلی از سوی اعضای ائتلاف علیه ایران صورت نگرفته است.

نکته قابل توجه آنکه هدف‌گیری زیرساخت‌های آمریکا در منطقه، چنان هزینه‌ای بر واشنگتن تحمیل کرده که اکنون دست به دامن ترکیه و پاکستان شده است؛ کشورهایی که توان نظامی آن‌ها در برابر محور مقاومت اساساً قابل اعتنا نیست. این به معنای سوختن پروژه ائتلاف‌سازی در منطقه و اثبات پوشالی بودن آن است.

دور جدید فشار اقتصادی؛ پروژه‌ای شکست‌خورده با هزینه‌ای بالاتر برای خود آمریکا

اعلام بازگشت به «فشار حداکثری» از سوی ترامپ و تکرار آن توسط مقامات خزانه‌داری آمریکا، پیش از هر چیز نشانه بن‌بست راهبردی واشنگتن است. این سیاستی است که در دولت قبلی آزموده و شکست خورده است. آنچه وضعیت کنونی را از گذشته متمایز می‌کند، ابزارهای جدید ایران برای «هزینه‌مند کردن» فشار اقتصادی است:

– توانمندی بستن تنگه هرمز، باب‌المندب و ناامن‌سازی دریای سرخ و کانال سوئز؛
– ادامه فروش نفت به شرکت‌های چینی و مشتریان جدید؛
– تعمیق همکاری با روسیه و فعال‌سازی مرزهای زمینی؛
– مصونیت روانی جامعه ایران که علیرغم فشار واقعی، از رفتار هیجانی مورد انتظار دشمن پرهیز کرده است.

نکته کلیدی: امارات علیرغم صدور بیانیه قطع روابط اقتصادی، جرأت ورود به انسداد عملی مسیرهای مالی و تجاری با ایران را نداشته است. اعلام صریح مقامات ایرانی مبنی بر تلقی کردن مشارکت‌کنندگان در پروژه فشار اقتصادی به عنوان «دشمن» و پاسخ نظامی به آنان، تأثیر بازدارنده خود را گذاشته است. امارات هفته گذشته شمه‌ای از این پاسخ را دریافت کرد. آمریکا اکنون در موقعیتی است که اعمال فشار حداکثری برایش بسیار پرهزینه‌تر از گذشته خواهد بود؛ هزینه‌ای که ایران قادر و مصمم به تحمیل آن است.

جبهه امنیتی؛ تمرکز دشمن بر کردستان و جنوب شرق، اما ناکامی در نفوذ

دشمن در حوزه امنیتی، سرمایه‌گذاری قابل توجهی بر ناامن‌سازی دو منطقه کردستان و سیستان و بلوچستان انجام داده و تلاش برای ورود سلاح، مواد منفجره و تجهیز گروه‌های ضد انقلاب از مرزها در دستور کار قرار دارد. اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که تقریباً تمامی تیم‌های اعزامی دشمن شناسایی و دستگیر شده‌اند. برخلاف تصور دشمن مبنی بر کاهش اشراف مرزی ایران پس از جنگ، نظارت بر مرزها تشدید شده و همکاری قابل توجه مردم در هر دو منطقه با نیروهای امنیتی، عامل تعیین‌کننده‌ای در خنثی‌سازی تهدیدات بوده است. راهبرد ایران در این حوزه، انجام عملیات پیشگیرانه و خفه‌کردن تهدیدات مرزی «در نطفه» است که تاکنون موفق بوده است.

وضعیت نیروی نظامی آمریکا در منطقه؛ فرسایش فزاینده و بحران در دریاآخرین ارزیابی‌ها از آرایش نظامی آمریکا در منطقه، حاکی از وخامت جدی است. نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های پیرامونی ایران تخلیه شده و به دریا، اردن و داخل اراضی اشغالی منتقل شده‌اند. انهدام پایگاه‌های لجستیکی آمریکا در منطقه، امکان پهلوگیری ناوهای هواپیمابر را سلب کرده است. ناو «آبراهام لینکلن» به دلیل نبود امکان پهلوگیری، ۱۵۰ روز متوالی در دریا مانده و دچار بحران‌های جدی لجستیکی، روحی و عملیاتی شده است. ناو «جرج واشنگتن» نیز که در حال اعزام است، با وضعیت مشابهی مواجه خواهد شد.

ایران بدون آنکه لزوماً موشکی به این ناوها شلیک کرده باشد، با راهبرد جنگ نامتقارن، کارکرد عملیاتی ناوهای آمریکایی را از آن‌ها سلب کرده است. ناو هواپیمابر بدون امکان پهلوگیری، تعمیر و نگهداری، عملاً از مدار عملیاتی خارج می‌شود. در حوزه پدافند نیز آمریکا با دو مشکل اساسی مواجه است: ناتوانی سنسورها و رادارها در شناسایی پهپادهای جدید ایرانی و کاهش ذخایر موشکی در برابر نسل جدید پهپادهای محور مقاومت. جمع‌بندی آنکه نیروی رزمی آمریکا در منطقه در صورت آغاز درگیری جدید، قادر به جنگ موثر نخواهد بود.

جمع‌بندی نهایی و هشدار راهبردی

دشمن در تمامی لایه‌های راهبردی – نظامی، اقتصادی، امنیتی، ائتلاف‌سازی و روانی – در وضعیت بن‌بست قرار دارد. با این حال، این وضعیت لزوماً به معنای کاهش ریسک‌پذیری نیست؛ بلکه بر اساس شناخت روانشناختی از ترامپ، احتمال دست زدن به ریسک‌های بزرگ‌تر و خطرناک‌تر وجود دارد. جمهوری اسلامی ایران با تداوم راهبرد فرسایشی، هزینه‌مند کردن پروژه‌های دشمن و حفظ اشراف اطلاعاتی و مرزی، در موقعیت برتر راهبردی قرار دارد.

نکته پایانی و قاطع آنکه علیرغم ادعاهای رسانه‌ای مبنی بر مذاکره یا تمدید ضرب‌الاجل‌ها، هیچ مذاکره‌ای صورت نگرفته است. آمریکا در پشت پرده، التماس‌کنان به دنبال واسطه‌های جدید است؛ اما شرط هرگونه گفتگو، بازگشت کامل و اجرای شروط اعلام‌شده نظام و رهبری است که مورد تأکید دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز قرار دارد. تا آن زمان، صحنه از آنِ مقاومت است.

نظرات کاربران (۰)

هنوز دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است.